به گزارش خبرنگار سیاسی «سراج24»، چهارشنبه گذشته بود که رهبر انقلاب با تاکید بر سیاست نظام مبنی بر عدم مذاکره با آمریکا گفتند: مذاکره با آمریکا ممنوع است زیرا این مذاکره نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضررهای بیشماری نیز دارد.
برای این فرموده رهبر معظم انقلاب مصداق های فراوانی وجود دارد. عاقبت دولت مصدق، محمدرضا پهلوی، دیکتاتورهای منطقه از جمله بن علی و مبارک و قذافی و رییس جمهور قانونی مصر محمد مرسی که این روزها منتظر اجرای حکم اعدام است، همه مصادیقی از نتیجه اعتماد به آمریکا هستند.
این سران خائن کشورهای منطقه بعد از اعتماد به آمریکا شیوه دیکتاتوری پیش گرفتند و مردم خود را تحت شدیدترین فشارها قرار دادند و نهایتا توسط خود مردم در انقلاب های منطقه سرکوب شدند.
حتی دولت های ملی که توسط مردم روی کار می آمدند در نتیجه اعتماد به آمریکا زمین گیر می شدند. یکی از این دولت ها، دولت مصدق بود. ریچارد نیکسون که بین سالهای 1969 تا 1974 رییس جمهور آمریکا بوده است، در برنامه ای تلویزیونی، به دوران معاونت خود در دولت دوایت آیزنهاور در سالهای 1953-1961 پرداخته است. او در بخشی از مصاحبه خود به کودتای 28 مرداد 1332 و نقش آمریکا در آن صریحا اشاره می کند و ضمن تشریح انگیزه های آمریکا، آن را اقدامی قابل دفاع از سوی آیزنهاور معرفی می کند. گفتنی است ریچارد نیکسون تنها رییس جمهور آمریکا است که به خاطر افشای سرقت از دفتر حزب دموکرات، مجبور به استعفا از مقام ریاست جمهوری شد. این حادثه در تاریخ آمریکا به رسوایی واترگیت مشهور است. در بخشی از مصاحبه مزبور که در سال 1991 ضبط شده است نیکسون می گوید: بگذارید نگاهی داشته باشیم به بعضی از تصمیماتی که آیزنهاور اتخاذ کرد و این اقدامات همه شان جنجالی بودند. مثال اول، تصمیمی بود که او در سال 1953 در رابطه با ایران عملی کرد. ایالات متحده همراه با بریتانیا، از یک کودتا در ایران حمایت کردند که شر مصدق را کم کرد. مصدق یک رهبر چپگرا بود که رک و راست از سوی شوروی کنترل می شد. این کودتا شاه را به قدرت بازگرداند. خب، از آیزنهاور به خاطر نقش سی آی ای در این کودتا انتقاد می شود. ولی بگذارید ببینیم این اقدام چه نتیجه ای در بر داشت؟ ایران مهمترین کشور در منطقه بود، بیشترین جمعیت را داشت، نفت زیادی در آن موقع داشت، و بنابراین قدرت قابل توجهی بود. بازگشت شاه به قدرت، به این معنی بود که ایالات متحده در ایران یک دوست قدرتمند به دست آورده است و طی 25 سال بعد از آن، ایران نقش یک حافظ صلح در منطقه خلیج فارس را بازی کرد.
طی صدسال گذشته، بارها و بارها کشورهای مختلف، حکامی که به آمریکا اعتماد کرده اند و جناح غربگرا چه در داخل جمهوری اسلامی و چه در کشورهای دیگر نتایج بسیار منفی را تجربه کرده اند. باور صداقت آمریکایی در طول این سالها برای بسیاری از کشورها تلخ و نا امید کننده بوده است. امروز همه کشورهای منطقه صحنه و نتایج اعتماد به آمریکا را نشان می دهند. عراق، لیبی، مصر و کشورهایی که امروز امنیت شان دچار خدشه شده است همه در برهه هی مختلف به آمریکا اعتماد کرده اند.
در ماجرای محمد مرسی نیز دقیقا همین مساله اتفاق افتاده است. قفسی که پس از انقلاب مصر برای محاکمه حسنی مبارک تعبیه شده بود، امروز جایگاه رییس جمهوری است که پس از انقلاب مردم مصر، به قدرت رسیده بود اما در حین قدرت، به وعده های آمریکایی اعتماد کرد.
مبارک دیکتاتور بعد از خشم و انقلاب مردم سرنگون شد و در روزهایی که همه منتظر محاکمه او بودند، حکم اعدام برای رییس جمهوری که با رای مردم سرکار آمده بود، واقعیت ماجرا درمصر را تغییر داد. آمریکا که از مرسی به عنوان متحد استراتژیک خود یاد می کرد، حتی ده ماه هم از او حمایت نکرد، با اینکه دهها سال از مبارک و حکومت وی حمایت کرده بود.
مرسی، فقط چندماه به خنده هایی آمریکایی اعتماد کرد که نتیجه اش، کودتا، محاکمه و از دست رفتن اهداف انقلاب مردم مسلمان مصر شد. انقلابی که با خون های فراوانی از جوانان به نتیجه رسیده بود.
در واقع، سران ایالات متحده از تمام قدرتمندانی که اظهار وفاداری به آنها می کنند، تا جایی حمایت می کند که از آنها کاری برآید و آن زمانی که تاریخ مصرفشان تمام شده به نظر برسد، خود امریکایی ها اولین مدافع برکناری و نابودی آنان می شوند.
شاید تعبیر «دستمال کاغذی» مناسبترین تعبیری باشد که بتوان برای حکام دست نشانده آمریکا استفاده کرد.
آمریکا حتی با شاه معدوم ایران نیز به همین شیوه رفتار کرد. فرح دیبا همسر شاه در بخشی از خاطرات خود از برخورد تحقیر آمیز آمریکایی ها با شاه می نویسد: یک نفر در را باز کرد و ما توانستیم پناهگاه جدیدمان را ببینیم: ساختمان بیماران روانی در بیمارستان نظامی. پادشاه را در اطاقی جای دادند که جلوی پنجره هایش دیوار کشیده شده بود. مرا دراطاق پهلویی که درش فقط از بیرون باز و بسته میشد و دستگیره نداشت و روی سقفش یک دستگاه ضبط صدا قرار داشت ، جای دادند. دیوانه شده بودم و باورم نمی شد.
به نظر می رسد با این همه مصادیق روشن از نتیجه اعتماد به آمریکا، جناح غربگرا امید زیادی به این اعتماد دارد.



